ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
300
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
مردى كه رضوان صاحب حلب بر افاميه گماشته بود عليه او عصيان كرد . او شيعى بود . نزد فرمانرواى مصر كس فرستاد و فرمانبردارى نمود و خواست كس را بدان سوى روانه دارد تا شهر را تسليم او كند . مصريان نيز خلف بن ملاعب را بدين كار فرستادند تا از آنجا به جهاد با فرنگان نيز مشغول شود . از او نيز گروگانهايى گرفتند كه راه خلاف نرود ، ولى ابن ملاعب چون به افاميه آمد عصيان آشكار كرد و جمعى از مفسدان را گرد خود آورد و از گروگانها كه نزد مصريان داشت چشم پوشيد . در اين احوال فرنگان سرمين از اعمال حلب را كه ساكنان آن شيعى بودند تصرف كردند . قاضى سرمين نزد ابن ملاعب به افاميه رفت . قاضى در آنجا در نهان دست به كار برافگندن خلف بن ملاعب شد و به ابو طاهر الصائغ كه از اصحاب رضوان و از اعيان و داعيان باطنيه بود پيام فرستاد و ماجرا بگفت . قرار بر آن شد كه قاضى ابن ملاعب را از ميان بردارد و افاميه را تسليم رضوان كند . پسران ابن ملاعب از توطئه خبر يافتند و پدر را هشدار دادند كه قاضى توطئه در سر دارد . قاضى نزد ابن ملاعب آمد و به دروغ سوگندان خورد ، چنان كه به صداقت او اذعان كرد و يقين نمود كه ميان او و ابو طاهر و رضوان هرگز سخنى نرفته است . چون قاضى از نزد ابن ملاعب بازگشت به رضوان پيام داد كه سيصد تن از جنگجويان سرمين را با اسب و سلاح نزد ابن ملاعب فرستد و چنان وا نمايند كه از رضوان ملول شده و به خدمت او آمدهاند . ابن ملاعب فريفته شد و آنان را در ربض افاميه جاى داد . اينان در همانجاى درنگ كردند تا كارها ساخته شد . شبى قاضى ايشان را از بارو فرا برد و به دژ در آورد . اينان دژ را گرفتند و ابن ملاعب را كشتند . پسران او بگريختند . يكى به ابو الحسن بن منقذ صاحب شيزر پناه برد و ديگرى كشته گرديد . ابو طاهر الصائغ به افاميه آمد . او مىپنداشت كه قاضى افاميه را به او تسليم خواهد كرد ولى قاضى به دو نپرداخت و ابو طاهر نزد او ماند . يكى از پسران ابن ملاعب كه از كار پدر به خشم آمده بود ، نزد طغتكين به دمشق رفت . طغتكين او را بر يكى از قلاع خود فرمانروايى داد ولى او دست به فساد گشود و به راهزنى پرداخت . طغتكين او را فرا خواند . اين پسر به نزد فرنگان گريخت و آنان را به تسخير افاميه برانگيخت . فرنگان افاميه را محاصره كردند آن سان كه مردم از گرسنگى به جان آمدند . چون فرنگان افاميه را تسخير كردند ، قاضى و ابن الصائغ را گرفتند و به قتل آوردند . اين واقعه در سال 507 [ 1 ] اتفاق افتاد .
--> [ ( 1 ) ] متن : 597 .